کاربران برچسب زده شده

نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1

موضوع: ميان آتش و دود چشمها كمسو شده بودند!!

  1. #1
    مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    نوشته ها
    2,979
    تشکر
    0
    تشکر شده 335 بار در 159 ارسال
    قدرت امتیاز دهی
    488
    میزان امتیاز : 18840
    Array

    ميان آتش و دود چشمها كمسو شده بودند!!

    اقایون توجه کنن که شیروان چرداول زادگاه منه

    گفتگو با حاج محمد چمنآرا پيرامون آزادسازي ميمك؛

    حاجآقا لطفاً خودتان را براي خوانندگان عزيز بيشتر معرفي كنيد؟

    محمد چمنآرا هستم، از ايل خزل و شيروانچرداول كه در زمان دفاع مقدس و آغاز جنگ تحميلي و با تبعيت از دستورات روحاني برجسته آن روزها «آيتالله حيدري ايلامي» كه در آن موقعيت تامالاختيار در استان ما بودند پيروي كرديم. در آغاز تجاوز حزب بعث به منطقه مهران و ميمك در 31 شهريور سال 1359به فرمان حضرت امام كه فرمود: شما مرزداران و سلحشوران و عشاير غيور، خود در مقابل دشمن تجاوزگر با آمادگي اقدام كنيد.

    عمليات ميمك در چه تاريخي شروع شد و در چه تاريخي به پيروزي رسيد؟

    آغاز جنگ به طور كامل در 31 شهريور سال 1359بود كه منطقه استراتژيكي ميمك را به تصرف در آوردند، مردم ما هم اوايل يكم مهر ماه سال 1359 با سلاحهاي خود و تعداد ي سلاح «ام1»كه از طرف نماينده مجلس آن موقع تحويل ميگرفتيم و با جمعيتي بيش از 500 تا 600 نفر از بزرگان و جوانان ايل به طرف سرني حركت كرديم، ما ميخواستيم در طول سه روز با ارتش همكاري كنيم، منتها وقتي كه ما به منطقه سرني رسيديم، فرمانده رزمي زمان جنگ "سرهنگ سهرابي" گفتند كه اين لشكر با اين گستردگي و اين موقعيتي كه ما در حال حاضر داريم نميشود عمليات را اجرا كرد. شما بايد در سرني بمانيد. چهار ماه از مهر تا ديماه در آنجا مانديم و در شب جمعه 18 دي ماه سال 1359 عمليات را آغاز كرديم و پيروزي رزمندگان بعد از تعليم و آموزش سلاحهاي خودكار و نيمهخودكار با ارتش جمهوري اسلامي در آن شب موعود كه 19 دي ماه سال 59 بود كه اين عمليات آغاز شد و منجر به شكست دشمن و سرفرازي ايران اسلامي و نيروهاي رزمنده اسلام گرديد.

    نقش ايل خزل در اين عمليات چه بوده است؟

    مستحضر هستيد كه منطقه استراتژيكي مناطق دشتلك، ميمك و غرب ميمك، جايگاههاي قشلاق ايل خزل بودهاند. يعني در ديرباز تاريخ هزار ساله دارند، يعني اين منطقه استراتژيك ميمك چهار ماه در تصرف دشمن بوده است. ايل خزل با توجه به جايگاه، پايگاه و آشنايي كاملشان در اين منطقه جغرافيايي، شب تاريك را مانند روز روشن ميدانستند و لذا ارتش نميتوانست بدون راهنماي آگاه وارد عمل شود و ايل خزل نقش سازندهاي در اطلاعات و تحقيقات و آگاهي داشت. در موضوع شناسايي بيشترين كمك را ايل خزل به فرمانده هان نظامي كرد.

    گفته ميشود قبل از اينكه عمليات شروع شود جوانان ايل خزل تفاهمنامهاي را با خون خود امضا كردند؟!

    ما در روزهاي اول براي شروع عمليات بيتابي ميكرديم كه فرمانده گفتند شما بايد بمانيد و اين 400 پانصد نفري كه آوردهايد بايد برگردند و موقعي كه آموزش ديدند ما وارد عمل ميشويم. لذا حدود 3 ماه و 18 روز كه ما در عمليات شركت كرديم. فرمانده فرمودند كه ما براي عمليات پيشگيريهاي لازم را اجرا كردهايم و با توجه به اينكه منطقه پر از ميدانهاي مين است و دشمن هم با تمام قدرت در عملياتها شركت ميكرد. به خاطر اينكه به نيروي مقاومتمان مقداري روحيه بدهيم گفتيم كه تعداد دشمن كم است. لذا در بين ايل اعلام كرديم ميخواهيم براي عمليات آماده شويم حدس اين است كه بايد30 داوطلب و شهادتطلب اعلام آمادگي كنند. اين چهار تيره هر كدام جدا صورتجلسه كردند و با صداي تكبير و صلوات اعلام آمادگي كردند و تيغ آوردند يكي از دوستان قرآن بلند كرد و گفت شما را به اين قرآن قسم ميدهم كه هيچيك از شما با خودكار امضا نكنيد و همه با خون انگشت شاهدشان امضا كردند وقتي صورتجلسه رابه دست فرمانده تيپ داديم، ايشان گريه كردند. حتي عدهاي از دوستانمان زنانشان را بر خود حرام كرده بودند و گفتند در اين عمليات تا انتقام اين تعرض را نگيريم آرام نميشويم. اينطور بود كه با خون انگشت خود اين شهادتنامه را امضا كردند.



    آقاي چمنآرا! مهمات عشاير توسط چه ارگاني تامين ميشد؟

    قبل از اينكه ما آمادگي داشته باشيم، مستقلاً عشاير ايل خزل هم فرماندهي تامالاختيار به عنوان دو گردان رزمي در اختيار داشتند. چون مردم روستاي سرني كوچ كرده بودند، روستا در اختيار بسيج عشايري بود. در آنجا اسلحهخانه ما اسلحههاي خودكار، ژ3 آنجا گذاشته بودند اما ما خودمان اسلحه داشتيم. ولي مهمات پيش از اينها را از ارتش ميگرفتيم و ارتش مهمات را در اختيار ما قرار ميداد.

    حاجآقا لطفاً خاطرات قبل از عملياتتان را براي خوانندگان آلامتو تعريف كنيد؟

    اين حرفها آدم را ياد خاطرات تلخ و شيرين آن موقع مياندازد. خاطرات شيرينش اين بود كه اولاً نفوذ كلام حضرت امام طوري بود كه زن و مرد سر از پا نميشناختند. حتي بچههاي دانشآموز براي فرمان امام اعلام آمادگي ميكردند آن موقع به ما اعلام شده بود كه نميتوانيم بچههاي زير 17 سال و آموزش نديده را به جبهه ببريم مگر با رضايت پدر و مادر آنها، شما ميدانيد كه 36 هزار شهيد دانشآموز در كشور داريم. حتي زنان هم ميگفتند كه حاضريم براي جنگ لباس مردانه بپوشيم تا در جبهه شركت كنيم. يادم ميآيد آن زمان جواني بود كه تازه هم ازدواج كرده بود، تك پسر خانواده بود كه چهار خواهر داشت، با گريه التماس ميكرد كه در جبهه شركت كند. ما به ايشان گفتيم كه رضايت پدر و مادرت الزامي است، و چون مادرش رضايت نداشته بود، آن جوان به خواهرش تحميل كرده بود كه به جاي مادرش رضايت او را اعلام كند. خواهرش را مجبور كرده بود كه نقش مادرش را بازي كند تا رضايتنامه را بگيرد. به هر حال با هر ترفندي بود به جبهه آمد بعد از مدتي كه گذشت، زمان عمليات، وقتي ما يكي پس از ديگري مجروحين و شهدا ميآورديم، خواهر آن جوان گريهكنان آمده بود و سراغ برادرش را ميگرفت وبه من گفت من خواهرش هستم و مادرش نيستم، الان كه ميبينم كه گروه گروه جوانان به شهادت ميرسند به ياد اين افتادم كه برادرم شهيد ميشود، من خواهش ميكنم كه امروز برادرم را برگردانيد، من هم به او قول دادم و گفتم هر طور شده امروز به برادرتان مرخصي ميدهم تا برگردد. رفتيم و به آن جوان گفتيم كه برگردد، گفت شما يك روز به من فرصت بدهيد بعد يك روز ميروم، و همان شبي كه فرداي آن قرار بود به خانه برگردد به شهادت رسيد. فرداي آن روز خواهرانش آمدند جنازه برادرشان را حمل كردند و ميگفتند. خدايا اين فداي علياكبر است، اين برادر چهار تا خواهر است، اين صداي علياكبر است. اين خاطراتي است كه با توجه به نفوذ كلام امام، نه مرد و نه زن و نه جوان قادر نبودند كه بايستند، چون فرمان امام بود. و خاطره شيرين، اين بود كه پيروزي غير منتظرهاي بود كه با اين شرايطي كه عراقيها ايجاد كرده بودند اصلاً فكر نميكردند كه بازپسگيري ميمك با آن همه استحكامات به پيروزي منجر شود. و پيروزي طعم آن تلخيها را به شيريني تبديل كرد.

    عشاير حاضر در جنگ

    عمليات چگونه بهوقوع پيوست، اول ارتش يا عشاير خطشكن بودند يا همه با هم؟

    عرض كردم كه ميمك يك نقطه استراتژيكي است كه فقط دو راه دارد يكي از طرف غرب و يكي شمال، در طول سه چهار ماهي كه ارتش در آنجا مستقر بود، اين دو راه هم مينگذاري شده بودند. ميطلبيد كه نيروهاي رزمي داوطلب فداكار بايد از جاده گدارخوش بگذرند و از ميمك مستقيم وارد خاك عراق شوند، و از جاده دشمن برگردند و شب در ميمك جا بگيرند و فرداي همان روز ساعت 6ونيم قبل از اينكه عمليات ماشين جنگي ما بالا بيايد، ما بايد گروه مينياب و مهندسين مينياب اين دو راه را پاكسازي كنند و آتش دشمن خاموش شود بعد تانك و بعد هليكوپترهاي توپدار بالا بيايند، اين قضيه طول كشيد ما قبل از ساعت 6:20 صبح دقيقه عمليات را شروع كرديم و تا صبح ساعت 11 و نيم جنگ تنبهتني آغاز شد. ميان آتش و دود چشمها كم سو شده بودند و در همان شب اول عمليات تعداد 21نفر از ايل عشاير شهيد شدند. بيشتر آنها در همان ميدان مين شهيد شدند.

    دقيقا يادتان هستً چند نفر اسير گرفتند؟

    بيش از 226 نفر در آن عمليات روز اول اسير عراقي گرفتيم ولي تعداد كشتهها از اسيرها بيشتر بودند.

    كشتهها را تحويل ارتش عراق ميداديد؟

    عراقيها كشتههايي را كه افسر بودند با خود ميبردند و با سربازان كاري نداشتند كه ما آنها را در گودالهايي ميانداختيم و برخي ديگر را بعدها تحويل ارتش عراق داديم. در آن منطقه هر روز جنگ بود و آن شبهايي كه بوي سوختن گوشت انسان ميآمد بچهها نميتوانستند غذا بخورند.

    حاجآقا! نقش زنان در جبهه چه بود؟

    نقش زنان هم كمتر از مردان نبود، با آن شرايط و بمبارانهايي كه در شهر ميشد، زنان آن موقع با شجاعت و شيرزنيشان كمك زيادي به رزمندگان اسلام ميكردند. نان ميپختند، براي رزمندگان اسلام خياطي ميكردند.

    چه ساعتي بود كه شما ميمك را تصرف كرديد؟

    صدام گفته بود اگر روزي ايران قدرت اين را داشته باشد و بخواهد ميمك را از ما بگيرد كه نميگيرد، من حاضرم كليد بصره را هم تقديم ايران كنم، اين قدرت حتي به جايي رسيد كه بصره هم به خطر افتاد و صدام به غرب ميمك آمد و با تلاشهاي بسيار بعد از 21 روز گفته بود شيميايي را در منطقه ميمك به اجرا درميآورم كه خود صدام هم در آن شيميايي زخمي شده و به عراق برگشت. اين بزرگترين پيروزي بود كه براي اولينبار با ياري خداوند متعال به دست آورديم.

    آقاي چمنآرا عمليات چند شب به طول انجاميد؟

    23 تا حدود 40 روز بود

    حاجآقا شهيد شيرودي و شهيد كشوري هم در ميمك بودند؟

    بله شهيد كشوري خيلي جنگيد در آن حمله شانزدهم شهريور يك حمله ديگر كرده بودند تا به قسمت رودخانه نمك، شهيد شيرودي و همه خلبانهاي همقطار ايشان همه تانكهاي عراق را هدف قرار دادند و تعداد زيادي از آنها را منحدم كردند و ايشان هم در 15 آذر سال 1359 قبل از عمليات ميمك سقوط كردند و به شهادت رسيدند.

    حاجآقا چه خاطرهاي از شهيد شيرودي داريد؟

    ما شبها در خدمت فرماندهي تيپ مينشستيم و ميگفتيم برادران ايل خزل اگر شما حمايت كنيد انشاءالله يك روزي اين آتشها را در ميمك خاموش كنيم و ما فرصت پيدا كنيم منطقه غرب را از تانكها و توپخانههاي دشمن به گورستان بعثيها تبديل ميكنيم و همينطور هم شد. و اگر همين شهيدان عزيز و اين خلبانان پرواز و هليكوپترهاي كبراي ما نبودند، واقعاً قدرت ايستادگي در آن منطقه را نداشتيم. شهيد شيرودي صحبت ميكردند و ميگفتند كي ميشود كه شما از اين عمليات بالا برويد و ما بياييم بوتههاي ميمك را مانند اسپند دود كنيم و خودمان را روي بوتههاي ميمك دود بدهيم و بگوييم كه خدايا شكر ما استراتژيكي غرب كشورمان را از دست اين خفاشان تاريخ آزاد كرديم. خدا را شكر كه خدا هم اين توفيق را به ما عطا كرد و به اين پيروزي دست يافتيم.

    به نظر شما آيا ميمك در كنار خرمشهر مظلوم واقع نشده است؟

    اشاره خوبي فرموديد، كساني كه ميدانند ميمك هنوز ناشناخته مانده است در غرب ميمك در طول تاريخ و در ديرباز هميشه جنگ و گريز، قتل و كشتار بوده است. با توجه به اهميت تاريخي آن يكي اين كه در چهار جنبه حياتي برخوردار بوده است. 1. از نظر تأليف، بيشهگاهها، چراگاهها و پايگاههاي عشاير كه در طول تاريخ چهار استان كشور ما در طول 3 ماه زمستان تأليف كردند. 2. از نظر آب، دو رودخانه كه ما داريم از طرف غرب و شرق ميمك. 3. از نظر استراتژيكي ميمك، فرضاً اگر يك هنگي ميمك را از استراتژيكي بگيرد، بايد لشكرها بجنگند تا بتوانند كه اين قسمت را بازپس بگيرند، كه محال است. 4. نفت، آمريكاييها به صدام گفته بودند كه اگر ميمك را گرفتيد ما شمال ميمك را با زدن چاههاي انحرافي ميتوانيم نفت آن را به عراق انتقال دهيم، اهميت منطقه ميمك بيش از آن است كه ما در مورد آن صحبت ميكنيم.

    حاجآقا در پايان بفرماييد كه درخواست و انتظار شما از مسئولين چيست؟

    از مسئولين تقاضا داريم كه مشكلات جانبازان و ايثارگران و خانواده شهدا را همانظور كه امام فرمودند فراموش نكنند و خدماتي كه نسبت به بسيجياني كه تا الان هم به حقشان نرسيدهاند بتوانند به حق خود برسند و براي آن خواستههاي بهحقي كه دارند تلاش كنند و اين مشكلات را برطرف نمايند.

  2. # ADS
    نشان دهنده تبلیغات برای شما
    تاریخ عضویت
    Always
    نوشته ها
    Many

     

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. اینفوگرافیک | سو استفادۀ استكبار از مفاهیم شریف
    توسط سپهسالار در انجمن اخبار نظامی داخلی
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 04-26-2013, 11:14 PM
  2. داسو رافال
    توسط حامی در انجمن هواپیماهای جنگنده
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 03-11-2013, 06:21 PM
  3. داسو نورون
    توسط mahya3250 در انجمن پهپادها یا هواپیماهای بدون سرنشین
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 06-27-2012, 10:10 PM
  4. مارشال پتن شجاع یا ترسو
    توسط Kingshooter در انجمن شخصيتهاي معروف نظامي جهان
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 02-07-2012, 03:15 PM

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •